تگرگ زخمی

دیگه من حتی یه لحظه
عشقتو باور ندارم
مثه ابرای زمستون
باید از غصه ببارم
مثه یه تگرگ زخمی
روی شعله ها اسیرم
کاش می شد لحظه مردن
دستای تو رو بگیرم
تو بیا ترانه سازه
قصه های قلب من شو
واسه این غریب عاشق
زخم سینه سوز تن شو
تا که حس کنم همیشه
پیش من بودیو هستی
گر چه در این شب تنها
از منه ساده گذشتی

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + ده =