عطر بارون

تو رؤیام عطر بارونه
تو چشمام قطره ی بارون
تو از حالم چی میدونی
تو از احساس این مجنون
هوای قلب من خونه
دلم قدرتو میدونه
یه حس کهنه انگاری
تو رؤیای تو زندونه
همیشه آرزوم بودی
هنوزم حسرتم هستی
منو گم کردیو راحت
به یکی دیگه دل بستی
منو دزدیدی تو از من
شدم شکل یه تنهایی
چقد پوسیده از زخمم
تو این شبهای یلدایی
تو میریو پر از بغضم
چه ساده دل بتو بستم
میدونم بر نمی گردی
یه عمره منتظر هستم
هواتو کردم انگاری
که چشمام داره میباره
پشت این پنجره هر شب
یکی با گریه بیداره.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + پانزده =