پنجره

چقد غمگین دنیام وقتی
چشمات منو از یاد میبره
دیگه نمیخوام بیشتر از این
بمونم پشت این پنجره
فال هر روزمو میخونم
تو نیستی تو آرزوی من
دیگه نمیبینم اون روزو
که نشستی روبروی من
اما گاهی توی خیالم
دستاتو،تو دستام میگیرم
دل من فقط به تو خوش بود
تو نیستیو از دنیا سیرم
هنوز مثل قدیما از همون
کوچه تا خونمون راه میرم
جای تو با خودم حرف میزنم
جای تو با خودم درگیرم
حس میکنم کنارمیو
دور نمیشی یه لحظه ازم
هنوز خاطره هات باهامه
یه روز باید به تو برسم

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

20 + 16 =