بازیچه

تو رویاهای دیروزم
یکی شکل نفس هامه
دلم بدجوری انگاری
اسیر قلب تنهامه
منو آشتی بده با من
که من دلتنگ دیروزم
به جای زندگی کردن
دارم تو غصه می سوزم
تو زندون خیال تو
به چشمای تو زنجیرم
می دونم یه روز میرسه
پای این گریه می میمرم
دلم غصه نخور امشب
تموم می شه غزل خوندن
چقد دیوونگی داره
آره از عشق تو مردن
میون دنیای چشمات
منو بازیچه می دیدی
تو رفتیو دوباره باز
به خلوت من رسیدی
تو را با حس غریبی
چه آسون باورت کردم
تو منو به خاطر بیار
که بی تو لبریزه دردم
گفته بودی که بی عشقت
بارون می شمو می بارم
فرصت بده یه بار دیگه
سر روشونه هات بزارم

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × 4 =