معشوق آخری
از تو مانده روی دستم
جای زخم ته سیگار
میدونی دیگه ندارم
امیدی برای دیدار
بهم بگو آخر چی شد
از منو دنیام گذشتی
بگو با کی یکی شدی
که عهدمونو شکستی
منو از خودم گرفتی
پا روی قلبم گذشتی
میدونم یه روزی میاد
که می گی دوسم نداشتی
از وقتی رفتیو گفتی
فراموش کن هر چی که بود
تازه فهمیدم که عشقت
لایق فلب من بود
حلا که عشقت شدم
راضی به رفتنم نشو
بهم نگو ای هم نفس
تو از کنار من برو
من که میدونم بی دلیل
عاشق دیگری شدی
رفتیو تو باور من
معشوق آخری شدی
راهی نمونده واسه من
جز رفتن از یاد دیار تو
اشکای هر نیمه شبم
هدیه به روزگار تو
