هق هق بارون

آخرین هق هق بارون

توی غربت چشمامه

زیر چتر خیس عاشق

آرزوت مرگه صدامه

زیر رگبار ترانه

میمیرم به یاد چشات

توی این شبای خسته

منم ودوریه دستات

قصه های با تو بودن

توی روزگار غربت

منو میبره دوباره

به نهایت ندامت

واسه ی روزای دردم

تو پناه قلب من شو

بیا تا این دله خسته

یه نفس بمونه با تو

بی تو ماه شبای من

مرده تو بغض این قفس

کاش بشکنی بی حادثه

از دوریه بی هم نفس

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + شش =